بهمن ناتمام...

متن مرتبط با «تکرار» در سایت بهمن ناتمام... نوشته شده است

قصه ی همیشه تکرار

  • نیلوبلاگ

    در پانزدهمین روز از زندگی مشترکمان، برای اولین بار به تنهایی صبحانهام را نوش جان کردم و بعد انتظار و انتظار...اما خبری از تو نشد. ۲ساعت و ده دقیقه گذشت. مدام با خود تکرار میکردم که باید آرام باشم. صبور. با گذشت. اما انگار تمام تصوراتم به واقعیت تلخی دامن میزد. زندگی آن روی دیگرش را خیلی زودتر از آنچه تصور میکردم به من نشان داد... و من برای اولین بار دلتنگ خانوادهای شدم که با تمام وجود دوستشان داشتم و به خاطر تو، به خاطر زندگی با تو، تنهایشان گذاشتم. نفس کشیدن برایم سخت شده بود. دستهایم...

    ادامه مطلب